![]() |
![]() |
|
| به یاد بی تا |
|
هر لحظه ای که در تسلیم بگذرد لحظه ای ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم میدهد .
لحظه ای ست متعلق به گذشتگان که در حال رخنه کرده
است . ثبات در عشق را اثبات می کند .
من ایمان دارم که عشق ، تنها تعلق است . عشق
وابستگی ست . اندیشه ی بی پایان آن جدائی ست .
زندگی ، تنهائی را نفی می کند ، و عشق ،
بارورترین تمام میوه های زندگی ست
. از میان لحظه ی سلطه ی دیگران بگذرانی . امروز ، برای من ، روز خوبی نیست ، روز بد تنهائی ست . اینجا غبار گرفته است .
پنجره ها نمی خندند و آب نمی جوشد و بوی مستی
آفرین تن تو در این کلیه نپیچیده است ویاد تو هر لحظه با من است ، اما یاد ، انسان را
بیمار می کند . را میان دست های من بگذارد و بخندد .
روز بد تنهائی ، مرگ بی دلیل را به
خاطر من آورد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 23:24 توسط ..... |
|
|
آهاي، تو كه به خوابي ،عميق و سرد رفتي
تو قلبم ،سبز موندي ، اگر چه، زرد رفتي كنارخاطراتم، با تو هميشه خنده است طرحي كه از تودارم، شبيه يك پرنده است شب و روز، پيش مني تو هنوز، پيش مني تو هنوز تو سفره ي، دل درويش مني دل درويش مني الهی هر جا که هستی شاد و پیروز باشی ای ..کاش می شدشادی را به تصویر بکشم ، عکس همه فرشتگانی که در درون کودکم لبخند می زنند ، و میرقصند .... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:2 توسط ..... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همه چیز از یاد آدما میره ،مگه یادش که همیشه یادشه...
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 |
| پیوندها |
|
خیس باران بی تا |
|
RSS
|